دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

42

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

مقطع نهايى دولت سربداران - كه شروع شده بود - جريان حساس و مهمى بودند و نقش خود را در سقوط آن به انجام رساندند . على مؤيّد مدت بيست سال حكومت كرد و حتى يورش تيمور را شاهد بود . با اينكه در اين حكومت طولانى صحبت كردن از دوره آرامش و صلح اشتباه است ، ولى دست‌كم براى مدتى ، سطح معينى از ثبات ايجاد گشت . اين مسأله از كيفيت ثابت سكه‌ها - گو اينكه تا اواسط سلطنت او - كاملا روشن و مشخص مىشود ؛ و حتى زمانى كه وقايع طوفانى سياسى اين دوره در كيفيت آنها اثر منفى گذاشته ، ضرب آنها هرگز متوقف نشده است . على مؤيد را سلطانى عادل و كارآمد به حساب آورده‌اند ( البته باتوجه به شرايط موجود آن روزگار ) ؛ او در واقع بااصلاحاتى كه در نظام مالياتى انجام داد ، وضع دهقانان را بهبود بخشيد . مشكلات داخلى ناگشودنى دولت سربدار كه على مؤيد در هنگام قدرتگيرى در سبزوار به ارث برد تأثير قاطعى در سلطنت او بجا گذاشت . با اينكه جانى قربانيها بار ديگر بر توس مسلط شدند ، ولى به نظر نمىرسد كه بين آنان و سربداران درگيرى پيش آمده باشد . ليكن با امير ولى كه در گذشته از حمايت آنان برخوردار شده و با يكى از سران سربدار نسبت سببى پيدا كرده بود ، درگيرى رخ داد . حسن دامغانى در زمان خود با او مشكل داشت ، امّا نتوانست وى را از سر راه خود بردارد . امير ولى سلطه خود را بر بسطام و سمنان توسعه داد ، در حالىكه استرآباد - كه در بين سالهاى 767 / 6 - 1365 و 770 / 9 - 1368 سكه به نام سربداران ضرب مىكرد - پيش از اينكه بار ديگر به دست امير ولى بيفتد ، براى مدتى پيرو حكومت سبزوار بود . على مؤيد از درگيرى با امير ولى اجتناب كرد چون منطقه تحت سلطه اين رقيب را سپر و حفاظ مناسبى در رويارويى آل جلاير مىدانست . زمانى كه آنان درصدد اجراى طرحهاى غارتگرانه‌شان در خراسان برآمدند . نتيجه اين شد كه اميرولى به اجبار در منطقه رى و ساوه لشكركشى عليه آنان به راه انداخت . هنگامى كه ملك معز الدين حسين كرت در سال 771 / 1370 مرد و جانشينى او به دست پسرانش غياث الدين پير على و ملك محمد افتاد ، در نتيجه وقايعى كه در بين كرتيان هرات رخ داد ، على مؤيد در موقعيت بحرانى قرار گرفت . پير على نوه طغاتيمور و فرزند سلطان خاتون بود كه على مؤيد را از هواداران قاتلان جد خود طغاتيمور مىدانست . درويشان سبزوار را كه حال در منطقه او به حال تبعيد بسر مىبردند ، عليه او تحريك كرد . رهبر سربداران با تحريك ملك محمد برادر ناتنى پير على كه بر بخش كوچكى از دولت كرت در شهر سرخس حكومت مىراند ، عليه او درصدد تلافى برآمد . هنگامى كه پير على بر ملك محمد لشكر كشيد ، على مؤيّد با حمله‌اى از جناحين و تسلط بر يكى از قلاع پير على در جوار مرزى كه فرماندهان آن درويشان تبعيدى سبزوار بودند ، او